سابقه تاریخی تقسیمات شهری در ایران
سابقه تاریخی تقسیمات شهری در ایران

سابقه تاریخی تقسیمات شهری در ایران، در گذشته‌های دور، نقاط جمعیتی تحت شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی به منظور بهره‌گیری تجاری و یا تقویت قدرت دفاعی در مقابل هجوم بیگانگان، به صورت سكونتگاه قومی، نژادی و فعالیت‌های شغلی و جز آن شكل گرفته‌اند. بر حسب افزایش جمعیت مکان‌های دیگری نیز به فاصله دور و نزدیک در حاشیه و حول هسته اولیه نمایان شده‌اند، به طوری كه این قبیل نقاط جمعیتی در شکل‌گیری اولیه شهرها نقش عمده و اساسی داشته‌اند.

منطقه‌بندی شهری

محدوده شهری عبارت از یک محدوده فیزیکی که به وجه مطلوبی مشخص شده و شامل همه تقسیمات شهری می‌گردد و منطقه‌ای با ویژگی تراکم جمعیت انسانی بالا و امکانات انسان ساخته فراوان در مقایسه با مناطق اطراف آن است. مناطق شهری ممکن است یک شهر یا شهرک باشد اما این اصطلاح معمولا به زیستگاه‌های انسانی با تعاریف محدوده روستایی از جمله روستاها و آبادی‌ها گفته نمی‌شود. یک منطقه شهری، مقداری کوچک‌تر از منطقه کلان‌شهری و بخشی از آن است.

بدیهی است با افزایش روزافزون جمعیت و رشد و توسعه شهرها اداره امور شهرهای بزرگ به صورت یکپارچه و واحد همانند قرون گذشته امکان‌پذیر نبوده و مستلزم تقسیم آن به واحدهای کوچک‌تری است. چنانچه وظایف کنونی شهرداری‌ها را با وظایف سابق آن مقایسه کنیم به روشنی ابعاد جدیدی از فعالیت‌ها همچون حمل و نقل عمومی، خدمات فرهنگی و اجتماعی، آتش‌نشانی، خدمات شهری، بازیافت پسماند، ساماندهی گورستان‌ها و … را مشاهده خواهیم کرد که اداره شهرها، این حجم فعالیت توسط یک سازمان مرکزی میسر و ممکن نخواهد بود.

به منظور ارائه هر چه بهتر و مؤثرتر خدمات یادشده به شهروندان، نیاز به تقسیمات شهری در سطوح مختلفی است تا این خدمات با توجه به سلسله مراتب آن به صورت متعادل‌تری در تمام مناطق شهری ارائه گردد. از این رو منطقه‌بندی شهری در ایران صورت گرفت و ابتدا از کلان شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان، نیشابور و چند شهر دیگر شروع شد.

سابقه تاریخی تقسیمات شهری در ایران

در گذشته عوامل متعددی همانند اوضاع جغرافیایی، اقلیمی، عوامل دفاعی و انتظامی، عوامل فرهنگی، تاریخی و عوامل اقتصادی و اجتماعی موجب پیدایش تجمع گروه‌های انسانی در فضایی متشکل و دارای مرزها و حدود معین کالبدی و اجتماعی به نام محله می‌شد. چنین تجمعی به هر یک از خانواده‌ها، گروه‌های خویشاوندی و صنفی و حتی افراد، اجازه و امکان می‌داد که پاسخ نیازهای عمومی خود را در مجموعه‌ای متشکل بیابد و آن را تأمین کند. این روابط در اثر تماس‌ها و معاشرت‌های هرروزه و مداوم اهالی و اشتراک آن‌ها در شکل دادن سرنوشت مشترکشان موجب تحکیم روابط هم‌جواری می‌شد و به وحدت و انسجام اجتماعی آنان در برابر عوامل خارجی می‌افزود.